نوشته‌ها

صنعت‌ بیوتكنولوژی‌ در اكثر كشورهای‌ پیشرفته‌ و درحال‌توسعه‌ جهان‌ به‌عنوان‌ یكی‌ از محورهای‌ توسعه‌ قلمداد می‌شود و جزو هفت‌ صنعت‌ كلیدی‌ در جهان‌ است‌ كه‌ در دهه‌های‌ آینده‌ نبض‌ اقتصاد جهانی‌ را در دست‌ خواهند داشت‌. از میان‌ این‌ صنایع‌ كه‌ شامل‌ بیوتكنولوژی‌، میكروالكترونیك‌، تولید مواد جدید، مخابرات‌، هوا و فضا، روبات‌ها و كامپیوتر است‌، بیوتكنولوژی‌ اهمیت‌ ویژه‌ای‌ دارد. این‌ صنعت‌ طیف‌ گسترده‌ای‌ از صنایع‌ دیگر را متحول‌ كرده‌ است‌. از این‌ میان‌ می‌توان‌ به‌ كشاورزی‌، صنایع‌ غذایی‌، دارو و بهداشت‌، شیلات‌، پتروشیمی‌ و الكترونیك‌ اشاره‌ كرد؛ بنابراین‌ واضح‌ است‌ كه‌ پیشرفت‌ در صنعت‌ بیوتكنولوژی‌ ارتقای‌ دیگر صنایع‌ مرتبط‌ را نیز به‌طور چشمگیری‌ در پی‌ خواهد داشت. همان‌طور كه‌ ملاحظه‌ می‌شود، با گسترش‌ صنعت‌ بیوتكنولوژی‌ علاوه‌ برافزایش‌ موقعیت‌های‌ شغلی‌ و افزایش‌ درآمد حاصل‌ از فروش‌ محصولات‌ به‌طور مستقیم‌، صنایع‌ خدماتی‌ و بازرگانی‌ مرتبط‌ با این‌ صنعت‌ رشد چشمگیری‌ می‌یابند. این‌ پتانسیل‌ مناسب‌ باعث‌ شده‌ است‌ كه‌ دولت‌ امریكا سرمایه‌گذاری‌ خود را بر روی‌ این‌ صنعت‌ از ۱۱ میلیارد دلار در سال‌ ۱۹۹۹ افزایش‌ داده و تنها در سه‌ماهه‌ اول‌ سال‌ ۲۰۰۰ بالغ‌بر ۱۵ میلیارد دلار در این‌ زمینه‌ هزینه‌ كند.

گفته‌ می‌شود تا سال‌ ۲۰۲۰ در حدود ۵۰ درصد از سوخت‌ مایع‌ كشور امریكا توسط‌ روش‌های‌ بیوتکنولوژی‌ و از طریق‌ مواد بیولوژیك‌ تأمین‌ خواهد شد كه‌ این‌ زنگ‌ خطری‌ برای‌ كشورهایی‌ است‌ كه‌ اقتصاد آن‌ها وابسته‌ به‌ نفت‌ است‌.

در دهه‌های گذشته، بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته خصوصاً آمریکا، بازیگران اصلی صنایع مبتنی بر علوم زیستی بوده و نقش مهمی در توسعه صنعت بیوتکنولوژی داشته‌اند؛ اما برخی عوامل ازجمله نیروی کار ارزان، انتشار سریع اطلاعات در چند سال اخیر و در دسترس قرار گرفتن سرمایه برای سایر کشورها، رقابت در این عرصه را برای کشورهای پیشرفته با چالش مواجه کرده است و در حال حاضر در کشورهای اروپایی و آسیایی فرصت‌های فراوانی برای شرکت‌های علوم زیستی فراهم‌شده است. در عرصه اقتصاد جهانی، هر رقیبی امکان پیشرفت سریع فناورانه را داشته و می‌تواند به تجهیزات و منابع مالی لازم در جهت تولید محصولات استاندارد بیوتکنولوژی دست یابد اما مناطقی که منابع انسانی مناسبی در اختیار داشته و با جدیت و تجربه کافی در این صنعت وارد شوند، مزایای رقابتی بیشتری خواهند داشت.

دولت آمریکا و ایالت‌های مختلف این کشور با درک این تهدید و رقابت شدید در صنایع مبتنی بر علوم زیستی، کماکان فعالانه درزمینه رشد و حمایت از این صنعت در ایالت‌های مختلف این کشور تلاش می‌کنند. با توجه‌ به‌ نقش‌ كلیدی‌ صنعت‌ بیوتكنولوژی‌ در اقتصاد آینده‌ دنیا و پتانسیل‌ موجود در كشور نسبت‌ به‌ كشورهای‌ منطقه‌ به‌ نظر می‌رسد كه‌ با دوراندیشی‌ و برنامه‌ریزی‌ مناسب‌ و به‌موقع‌ سیاست‌گذاران‌ كشور بتوانیم‌ چشم‌انداز روشنی‌ برای‌ اقتصاد آینده‌ كشور تضمین‌ كنیم‌.

به نظر می‌رسد به‌منظور آماده‌سازی نیروی انسانی کارآمد موردنیاز صنایع بیوتکنولوژی این کشور نیاز است موارد زیر موردتوجه بیشتری قرار گیرد.

1- درگیر شدن بخش صنعت در فرآیند آموزش

این موضوع مهم‌ترین عامل موفقیت برنامه‌های تأمین نیروی انسانی موردنیاز صنعت در کشورهای موفق در این زمینه می باشد. وقتی دانشجویان در رابطه نزدیکی با صنعت آموزش ببینند،‌ دقیقاً همان‌طور تربیت می‌شوند که موردنیاز صنعت است. ارتباط مناسب شرکت‌هایی که متقاضی نیروی انسانی هستند با دانشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی موضوعی است که باید در برنامه‌های کلان آموزشی موردنظر باشد.

2-    وجود برنامه‌های متنوع و پیوسته تربیت نیروی‌های انسانی

برای داشتن یک منبع پیوسته تأمین نیروی انسانی موردنیاز صنایع بیوتکنولوژی، باید از روش‌های مختلفی استفاده کرد. روش سنتی تربیت نیروی انسانی در دانشگاه‌ها و از طریق دوره‌های آموزشی کلاسیک یکی از این روش‌ها است. درعین‌حال دوره‌های آموزشی مداوم برای افرادی که از دوره‌های کلاسیک فارغ‌التحصیل شده‌اند و تمایل به پیشرفت شغلی خود داشته و جویای اطلاعات بیشتری می‌باشند، موردنیاز است.

3-    نیاز به نظام‌های صنفی و تائید کننده مدارک، سطح تجربه و مهارت نیروی انسانی در بخش بیوتکنولوژی

برخلاف فارغ‌التحصیلان بخش مهندسی، تکنسین‌های آزمایشگاه‌های بیوتکنولوژی، متخصصان بیوتکنولوژی کشاورزی، کارمندان بخش تولید صنایع بیوتکنولوژی و مهندسین پزشکی، نیازی به داشتن مدارک تأییدیه شغلی از مراکز صنفی مانند نظام‌مهندسی یا نظام پزشکی ندارند. یک سازمان تائید کننده و تعیین‌کننده سطح مهارت‌ها و تجربه نیروهای انسانی جویای کار برای تأمین نیروی انسانی مناسب بخش صنعت بسیار حیاتی است.

4-    غلبه بر مشکلات آموزش‌های حرفه‌ای دانشجویان

در صنعت بیوتکنولوژی، آموزش حرفه‌ای دانشجویان در اکثر موارد به خاطر مقررات سخت‌گیرانه شرکت‌ها با چالش مواجه می‌شود. برای رفع این مشکل می‌توان از مربی‌های آموزش‌دیده توسط بخش صنعت یا تسهیلات نیمه‌صنعتی یا مدل برای آموزش دانشجویان بهره برد.

با توجه به مطالب ذکرشده هدف ما از تأسيس اين آموزشگاه توانمندسازي افراد از طريق آموزش به‌منظور دستيابي به مهارت است.

استانداردهای مختلف فنی و حرفه ای چهارچوبی برای ارائه آموزش (حرفه) به صورت سراسری در تمام کشور و سازمان های مرتبط می باشد این استانداردها شامل دسته بندی های مختلف می باشد که هر کدام ویژگی های مختص به خود را دارند .

استانداردها بوسیله کارشناسان کشوری که در رشته مربوطه تخصص دارند تهیه و تنظیم می شود و به تائید سازمان آموزش فنی و حرفه ای کل کشور و هم چنین وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی می رسد.

این استانداردها با توجه به رشد تکنولوژی و تغییراتی که به مرور زمان در رشته های مختلف بوجود می آیند تصحیح شده و تغییر می کنند.